آخرین پست

آرشیو برچسب: hitman

اگنس و مرد قاتل – پست 87

اگنس به سمت لیزا لیویا برگشت که حالا داشت تخته‌ی چوبی که پسره روی زمین انداخته بود رو بر می‌داشت. لیزا لیویا گفت: «این یکی اسمش هات پینکه.» اگنس به رودخونه نگاه کرد. هات پینک و سریس با خشمی هماهنگ ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 86

ده دقیقه بعد، اگنس رو به تلفنش گفت: «منظورت چیه که نمیتونم شراکتمون رو قطع کنم؟ تیلور میخواد کارمون رو خراب کنه، بری[1]!» وکیل اگنس گفت: «که این دلیل خیلی خوبی برای قطع رابطه‌تون هست. اما این رابطه شراکته. یعنی ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 85

کارپنتر سریع به سمت راست پیچید. جاده دور شیب پیچید و بعد به زیر اون رفت، اما بین جاده و رودخونه‌ی ساوانا حیات گیاهی پرپشتی وجود داشت. شین گفت: «باید سطح آب رو ببینیم.» و شیشه‌ی سمت راست رو پایین ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 84

کارپنتر گفت: «حدود پنج دقیقه با پل فاصله داریم. میتونم برج‌هاش رو ببینم.» شین ساعتش رو بررسی کرد. ده دقیقه تا زمان تبادل پول و اطلاعات مونده بود. سرش رو از قسمت باز ون توی اتاقک راننده برد و دو ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 83

پنج دقیقه بعد، آخر تونل وایساده بودن و به اسیدی که از داخل لوله‌ی شیشه‌ای پایین می‌ریخت نگاه می‌کردن، و هریسون واقعا ناراحت بود. در حالی که بینیش رو می‌پوشوند گفت: «این کار خطرناکیه. این دودها خطرناک هستن.» اگنس در ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 82

کنار تیلور یه مرد خپل با ظاهری شبیه سگ‌های شکاری پاکوتاه منتظر وایساده بود. رت از داخل راهرو نزدیک اومد و خودش رو جلوی پیشخوان روی زمین انداخت. به نظر میومد هیچ علاقه‌ای به هیچ کدوم از این دو نفر ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 81

اگنس تازه از آروم کردن سریس با میگو برگشته بود و حالا میخواست با استفاده از خشم باقیمونده‌ش بقیه‌ی کارهاش رو ردیف کنه. میزی گفت: «الو؟» اگنس خرناس کشید. «اگنس کرندل هستم. اگه میخوای در آینده بتونی توی کیز گل ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 80

شین از بالای شونه‌ی کارپنتر به صفحه خیره شد: دف (مخفف دون فورتوناتو): بله؟ (شش ثانیه مکث) دف: من چه میدونم؟ (هشت ثانیه مکث) دف: نه بابا! (چهار ثانیه مکث) دف: معلومه که هنوزم میخوام انجامش بدی. (چهار ثانیه مکث) ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 79

وقتی شین از زیرزمین بالا اومد و به آشپزخونه رسید، یه لیست از کارهای روز رو دید که بالاش نوشته بود “اسپری‌های رنگ”. لیست رو توی جیبش گذاشت و از کنار خونه بیرون رفت، و با صدای بوق مانند و ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 78

وقتی لیزا لیویا همراه برندای لرزان از پل عبور کرد، اگنس به سمت رودخونه رفت تا ببینه برای آروم کردن یه پرنده‌ی صورتی پنج فوتی دیوونه با یه مکانیزم بوق درونی چکار میتونه بکنه. وقتی به اونجا رسید، سریس به ...

ادامه مطلب »
bigtheme