آخرین پست

آرشیو برچسب: کری رایان

جنگل دست ها و دندان ها – دانلود فایل APK

نام کتاب: جنگل دست‌ها و دندان‌ها نام نویسنده: کری رایان نام مترجم: علی دهقان ژانر: ترسناک، عاشقانه، زامبی خلاصه: در دنیاهای متعدد حقایق ساده ای وجود دارد. محفل خواهران همیشه بهتر می داند. نگهبانان به مردم خدمت و از آنها ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 48

اشک ها از صورتم پایین می خزند و به سمت تراویس می چرخم. نجوا می کنم: «اون بهت چیزی گفت؟ بهت گفت که از کجا اومده؟ چرا به دهکده اومده؟» تراویس می گوید: «آه، ماری.» و بعد لبانش روی لبان ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 47

اشک ها از چشمانم جاری می شوند و به نظر می رسد خون در رگ‌هایم آواز می خواند. به سمت خط نرده می روم انگار که می توانم به سمت آینده ام بنگرم. اینحا به قدر کافی دور است که ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 46

اما قبل از اینکه حرکت کنم تراویس یک دست به سمتم دراز میکند و می گوید: «ماری، بیا باهام دعا کن.» کلماتش مرا منقلب می کنند. می دوم، روی لباسم تلوتلو می خورم و می خزم و به زمین چنگ ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 45

از دیدن او به خود می پیچم. و تمام کاری که می توانم بکنم ماندن مقابل هری به جای چسباندن خودم به تراویس است، که پشت سر من رو به کاساندرا ایستاده است. خواهر تابیثا به حرف زدن از وظایفمان ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 44 – فصل 10

فصل دهم بهار در دهکده به معنای باران، غسل های تعمید، و ازدواج ها است. به معنای جشن بهشت[1] است، جشن یک سال دیگر زنده بودن، پیروزی بر شوم ها، و دعاهایی برای سال آینده. قسمت اصلی جشن بهشت ازدواج ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 43

کاس در درگاه پشت سرم می ایستد، به وضوح گیج است. اما به جای توضیح دادن چیزی برای او به سمت پنجره می روم و سرم را به زاویه ای کج می کنم تا بتوانم یک اثر انگشت را ببینم، ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 42

کاس دوباره با تکان دادن بازوهایم حرفم را قطع می کند، و مرا به دیوار راهرو می فشارد. «اگه قلب هری رو بشکنی، قول می دم که هرگز تراویس رو رها نکنم. تو تنها می شی، و به اینجا پیش ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 41

البته که کاس در زمان نیاز تراویس با او ملاقات می کرد، خواستگاری در کار بود یا نه، همه ما یکدیگر را در تمام زندگیمان می شناختیم، با هم بزرگ شده بودیم تقریبا انگار که خانواده هم بودیم. از کاس ...

ادامه مطلب »

جنگل دست ها و دندان ها – پست 40

و زندگی ای بیرون جنگل وجود دارد. می توانم ناله شوم ها را بشنوم. صدایی که ورای برف تیره قدیمی وارد جنگل می شود. دوباره در این مورد که زندگی آنها چقدر ساده است، چقدر آسان تر است، می اندیشم. ...

ادامه مطلب »
bigtheme