آخرین پست

آرشیو برچسب: رمان

ستاره نیمه شب – دانلود فایل APK

نام کتاب: ستاره نیمه شب (جلد دوم مجموعه دختر خون آشام) نویسنده: کارپو کینرد مترجم: شیرین احمدی ژانر: فانتزی، عاشقانه، خون آشامی خلاصه: فکر میکنید تنهایی توی شب راه رفتن امنه؟ معلومه که نیست. فکر میکنید تنها تهدید آدما هستن؟ نه. ...

ادامه مطلب »

زیبای ظالم – پست 33

سلااام بچه ها خوبین؟ اینم از پست امروز 🙂  چقدر این پسره رو مخه 😐 ولی باحاله ؛) ****************************** نیشش باز شد:« مسموم نیست بخور.» ظاهرا تفریح بسیار زیادی از ترسیدن من می کرد.   – شاید شیطان باشم اما ...

ادامه مطلب »

زیبای ظالم – پست 32

سلام بچه ها خوبین؟ 🙂 مریضیمم خوب شد 🙂 خداکنه ایشالله هیییچکس اینجوری مریض نشه که پوستم کنده شد خدایی 😐  اینم از پست امروز 🙂 فردام ایشالله یه پست دیگه داریم 🙂 ******************* کتش را کنار زد، توانستم سگک‌های ...

ادامه مطلب »

زیبای ظالم – پست 31

سلام دوستای عزیزم خوبین؟ یه بدشانسی خیلی بزرگ داشتم و اونم اینه که مریض شدم و بیمارستان بودم و خیلی حالم بد بود. از یه طرفم سردرد عجیبی دارم 🙁  دارم بهتر میشم ولی با بدبختی همین یذره پست امروزو ترجمه ...

ادامه مطلب »

زیبای ظالم – پست 30 – فصل 5

سلام دوستای عزیزم خدا رو شکر امتحانام دیگه تموم شد و من برگشتم 🙂 بابت نبود این چند وقت ازتون عذر خواهی میکنم درگیر امتحانام بودم و زمان برای ترجمه کردن نداشتم. خیلی ازتون ممنونم که همراهیم میکنید و کتابو ...

ادامه مطلب »

ازدواج ممنوع – پست 47

آنابل کاملا حضور کلی را موقع راه رفتن حس می کرد، حتی با اینکه نمی توانست او را ببیند. در حقیقت حالا که چشمش جایی را نمی دید، حواس دیگرش تیز تر شده بود. او بوی صابون و ادوکلن را ...

ادامه مطلب »

ازدواج ممنوع – پست 46

کلی با ناراحتی جابجا شد، و صدای رادیو را بلند کرد تا میل و اشتیاق شدیدش را فرو بنشاند. فهمید که تاریکی تمام دلایلی که نباید با یک زن باشد را کور می کند، به جای آن تصاویری جذاب از ...

ادامه مطلب »

حقه ی شیرین سرنوشت – پست 47 – فصل 10

آن روز عصر بعد از پیکنیک هنوز هم احساس می کرد دود از گوش هایش می زند بیرون. سر و کله زدن با جان تمام عصب های بدنش را جریحه دار کرده بود و می هم به طور قطع هیچ ...

ادامه مطلب »

ناامید – کالین هوور – پست 44 – فصل 11

جمعه 31 آگوست 2012، 4:50 بعد از ظهر   «جک هم باهات میاد؟» در ماشین رو برای کارن باز میکنم تا آخرین چمدونش رو داخل صندلی عقب ماشین بندازه. « آره، میاد. ما…» جمله اش رو اصلاح میکنه. «من یکشنبه خونه ام.» حساب ...

ادامه مطلب »

ناامید – کالین هوور – پست 43

*** من هیچ ایده ای ندارم که گریسون میخواد درباره چی حرف بزنه، اما اگه فکر میکنه آخرش به فردا شب میرسه به یه جراحی مغزی* نیاز داره. کاملا برای اینکه بقیه ی امسال رو دور پسرها خط بکشم آماده ...

ادامه مطلب »
bigtheme