آخرین پست

آرشیو برچسب: جلد دوم

شیفت خون آشام – دانلود فایل APK

نام کتاب: شیفت خون آشام (جلد اول مجموعه کیرا هادسون) نویسنده: تیم اورورک نام مترجم: صبا ایمانی ژانر: عاشقانه، ترسناک، جنایی خلاصه: خلاصه: کیرا هادسون پلیس تازه کار ۲۰ ساله ای است که بعد از تمام شدن دوره ی آموزشی ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – دانلود فایل APK

نام کتاب: بیداری خون آشام نویسنده: تیم اورورک نام مترجم: صبا ایمانی ژانر: عاشقانه، ترسناک، جنایی خلاصه: شش ماه از برگشتن کیرا از رگد کوو میگذرد، بعد از تعریف کردن وقایع رخ داده در رگد کوو برای مرکز فرماندهی، از ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۲۰ – فصل ۵

فصل پنجم داشتیم توسط راننده‌ی بی نام و نشان در جاده حرکت می‌کردیم و من تنها می‌توانستم با آیپادم آهنگ گوش کنم و از پنجره به تاریکی نگاه کنم. داشتم خودم را درگیر چه چیزی می‌کردم؟ به کجا برده می‌شدم؟ ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۱۹

به نیم رخ تقریبا عالی و بی عیب و نقصش نگاه کردم و گفتم:« باید حرف‌هام درمورد اینکه چه اتفاقی واسم افتاده رو باور کرده باشین.» بدون اینکه نگاهم کند گفت:«چی باعث شده فکر کنی من باورت دارم؟» ـ چون ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۱۸ – فصل ۴

فصل چهارم در عرض پنج دقیقه هر چیزی که فکر می‌کردم ممکن است نیاز داشته باشم را در یک کوله پشتی ریختم. اگر مدت بیشتری در مورد پیشنهاد بانو هانت فکر می‌کردم شاید به این اندازه مشتاق رفتن نبودم، ولی ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۱۷

ـ احتمالا زیادی بزرگش کردم. به اون بزرگی که گفتم هم نیست. در واقع، بیشتر عمارت داره تخریب می‌شه و می‌شه همه‌ی خونه رو تمیز و مرتب کرد. ولی مایکل آدمی سنت گراس . دلش می‌خواد خونه با همون سبکی ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۱۶

ـ فرار؟ این را گفتم و خانه‌ای با پنجره‌های نرده دار را تصور کردم. ـ احتمالا گفتن کلمه‌ی فرار زیاده رویه، ولی کایلا تا حالا چند بار از خونه رفته. می‌رفته لندن. ما صدها… نه هزاران پوند خرج کارآگاه خصوصی ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۱۵

اخمی کردم و پرسیدم:« پس چی؟» ـ مشکل دختر شانزده سالمه، کایلا[۱]. ـ چطور؟ به این فر می‌کردم که این حرفها به کجا کشیده می‌شود. زن ایستاد، به سمت پنجره رفت و بیرون را نگاه کرد. بدون اینکه به من ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۱۴

به سرعت دور تا دور اتاق چرخیدم، تعدادی از روزنامه‌ها را با لگد به زیر صندلی و کاناپه فرستادم و موهایم را هم جمع کردم و دم اسبی بستم. قبل از اینکه فرصت کنم موهایم را کامل جمع کنم، زن ...

ادامه مطلب »

بیداری خون آشام – پست ۱۳

فصل سوم روزنامه را کنار روزنامه‌های بریده شده‌ای که طی هفته‌ها جمع کرده بودم گذاشتم، وارد حمام کوچک و دلگیرم شدم و سینک را پر از آب کردم. دست‌هایم را مشت کردم و مقداری آب به صورتم پاشیدم و باریکه‌ی ...

ادامه مطلب »
bigtheme