آخرین پست

یا تو یا هیچکس

یا تو یا هیچکس – دانلود فایل APK

نام کتاب: یا تو یا هیچکس نام نویسنده: جنیفر کروزی نام مترجم: محمد نورانی ژانر: عاشقانه، طنز، چیک لیت خلاصه: برای نینا اَسکیو، چهل سالگی به معنای آزادی‌ست، آزادی از دست شوهر قبلی‌اش، آزادی از خانه‌ی حومه شهری گرفته‌شان، و ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست 20

الکس گفت: «توی بازی بریج که نابودم کرد، بعدم موقع تدریس پیانو بهم گفت گوش‌هام کر شده. هنوز توی کتابخوانی گروهیش شرکت نکردم. آخه زیاد کتاب نمی‌خونم.» نینا گفت: «شاید من هم یه روز عصر رفتم بالا.» و الکس با ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست 19

نینا دو تا لیوان سفالی آبی از توی کابینت برداشت و درب فریزر رو باز کرد، و به صورت خودکار دست آزادش رو جلوی جعبه‌ی شیشه‌ای بالای یخچال گذاشت و به عقب هلش داد. بعد چند تا یخ داخل لیوان‌ها ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست 18

این نشونه‌ی بدی بود. البته از اونجایی که یک سال میشد که نینا مجرد بود قابل درک بود، ولی باز هم نشونه‌ی بدی بود. این مرد یه بچه بود. اگه نینا به این کارش ادامه می‌داد یه مدت دیگه باید ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست 17 – فصل 2

فصل 2 نینا بدنش رو کش آورد و به ساعت روی طاقچه نگاه کرد. یازده. دیگه وقتش بود که بلند شه فرد رو بذاره بیرون و بره توی تختش بخوابه. فرد؟ فرد دیگه کنارش نبود. از روی مبل خم شد ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست ۱۶

دبی داشت صورتش رو بوس می‌کرد. الکس غرغر کرد: «نه. نه، نمی‌خوام.» سعی کرد با دستهاش بینی دبی رو به عقب هل بده، اما توی همین حال و هوای نیمه‌خواب یادش اومد که بینی دبی دراز و پشمالو نبود. بعد ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست ۱۵

مشکل بعدیش تنهایی بود. این هفته به خاطر اینکه اومده بود توی یه محیط جدید خیلی تنهایی کشیده بود. قبلا هم توی اون خونه ی بزرگ تنها شده بود، اما تنهایی توی اون خونه براش طبیعی شده بود. ازدواج اونها ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست ۱۴

اون شب آخر وقت، نینا روی مبل بیش از حد پف کرده‌ش لم داد و فرد هم گرم و سنگین کنارش دراز کشید. حالا به خاطر شامپوی مخصوص سگ‌ها و بعد هم عطری که نینا بهش زده بود بوی خوبی ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست ۱۳

«خوب، الان میگی نمیخوام، ولی بالاخره یه روزی برای خودت یه خانواده می‌خوای، و اون موقع ــ » الکس گفت: «من خانواده دارم. و همه‌شون دیوونه‌م می‌کنن. چرا باید یه خانواده‌ی دیگه بخوام؟» دبی گفت: «منظورم یه خانواده برای خودت ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – پست ۱۲

«محض خاطر این گرفتمش که ممکنه یهو گم بشه.» چریتی بالا اومدن نیم‌تنه‌ی فرد از پنجره و کشیدن پنجه‌هاش روی لبه‌ی پنجره رو تماشا کرد. «یا اینکه بدزدنش.» نینا اتیکت رو روی زمین گذاشت و رفت فرد رو بیاره داخل. ...

ادامه مطلب »
bigtheme