آخرین پست

آرشیو نویسنده: Mohamad

اگنس و مرد قاتل – پست 10

وقتی به اتاق خدمتکار رسید، اگنس ماهیتابه‌ش رو محکم‌تر چنگ زد و به سمت لامپ کنار تخت راه افتاد. در حالی که دنبال پلیس می‌گشت، بلند گفت: «بهتون که گفتم این‌جا اتفاقی نیفتاد. هر چی بود توی آشپزخونه بود.» البته ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 9

ساعت یازده و نیم، یعنی یک ساعت و نیم بعد از اینکه اون پسر با جیغ و داد از در آشپزخونه بیرون رفته بود، اگنس یه سینی دیگه کاپ‌کیک شکلاتی تمشکی از فر بیرون آورد، و تمرین کردن داستانش برای ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 8

شین دستش رو دراز کرد و انگشت شصتش رو توی شونه‌ی دین فرو کرد، تقاطع عصبی‌ش رو پیدا کرد، و باعث شد دین جوری بالا بپره که انگار شوک الکتریکی بهش داده شده. «حالا، معامله‌مون اینه. تو چیزی که می‌خوام ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 7

شین به سمت انتهای راهرو و در قرمز رنگی که علامت “ورود ممنوع” بزرگی روش بود رفت. مستقیم لگدی به قفلش زد، چوب اطرافش ترک خورد، و شین در حالی که به دقت به اتاق کم‌نور نگاه می‌کرد، و با ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 6

تلفنش بار دیگه لرزید، و شین به صفحه‌ی اون نگاه کرد: برو. گوشی رو توی جیب گذاشت، و سرش رو به سمت کارپنتر تکون داد که همزمان دستش رو توی یکی از جیب‌هاش می‌کرد. شاهزاده خانم حالا کنار بار بود ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 5

شین توی بار یه کلوب در قسمت بدی از شهر ساوانای ایالت جورجیا، روی صندلی پایه بلندی نشسته بود، و سعی داشت حساب کنه که توی یک ساعت آینده چند نفر رو باید بکشه. ترجیح میداد فقط یکی باشه، اما ...

ادامه مطلب »

یا تو یا هیچکس – دانلود فایل APK

نام کتاب: یا تو یا هیچکس نام نویسنده: جنیفر کروزی نام مترجم: محمد نورانی ژانر: عاشقانه، طنز، چیک لیت خلاصه: برای نینا اَسکیو، چهل سالگی به معنای آزادی‌ست، آزادی از دست شوهر قبلی‌اش، آزادی از خانه‌ی حومه شهری گرفته‌شان، و ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 4

به خودش گفت خیلی خب، آروم باش. به ماجرا فکر کن. اگنس اون رو نکشته بود. کار کف بتنی زیرزمین بود. اما چندین بار با ماهیتابه‌ت محکم به فرق سرش کوبیدی. این رو چطور می‌خوای توضیح بدی؟ خیلی خب، خیلی ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 3

اگنس نفس عمیق و لرزانی کشید و دوباره دستش رو به سمت تلفن دراز کرد، و پسر روی پاهایش غلتید و به سمت اگنس یورش آورد. اگنس جیغی زد و با ماهیتابه محکم توی سر اون کوبید، پسر تلوتلو خورد، ...

ادامه مطلب »

اگنس و مرد قاتل – پست 2

وقتی میوه‌ی آب شده روی صورتش ریخت، مرد فریادی کشید و بعد تفنگش رو انداخت تا دستمال روی صورتش رو کنار بزنه، و اگنس خم شد و ماهیتابه رو برداشت، و همزمان رت با سر به شکم مرد کوبید و ...

ادامه مطلب »
bigtheme