آخرین پست

خون آشامان آمریکا – بخش دوم

بخش دوم مقاله‌ی خون آشامان آمریکا

موردی مشابه، در سال ۱۸۵۴ گزارش شد که بسیار به زمان وقوع آن نزدیک‌تر بود. داستان در مورد خانواده‌ی رِی از شهر جِوِت کنتیکت است. به جز پدر و مادر، این خانواده پنج فرزند داشت. بین سال‌های ۱۸۴۵ تا ۱۸۵۴، پدر و دو پسر خانواده به خاطر مرض سِل مردند، و پسر سوم هم مریض شد. (در طی قرن نوزدهم، مریضی سل مرضی کشنده محسوب می شد که هیچ درمان یا علتی برای آن کشف نشده بود. بنابراین گمانه‌زنی‌های بسیاری در مورد آن انجام شده است.) بقیه‌ی اعضای خانواده که باور داشتند که اعضای درگذشته‌ی خانواده باعث این بیماری هستند، اجساد آن‌ها را نبش قبر کرده، و سوزاندند. مشخص نیست که این باور تا چه اندازه رایج بوده است، اما مشخصاً باوری جامعه‌مرکز در این باره وجود داشت که از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شد. هنری دیوید تورو در یادداشت‌های شخصی‌اش در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۸۵۹ می‌نویسد: «چند وقت پیش در مورد خانواده‌ای در ورمانت شنیدم، که اعضای بسیاری از آن به خاطر مرض سل درگذشتند، و ریه‌ها، قلب، و کبد اجساد را سوزاندند تا این بیماری به بقیه سرایت نکند.» داستانی دیگر هم در سال ۱۸۹۰ در روزنامه‌ی ورمانت چاپ شد. داستان در مورد خانواده‌ی کوروین بود که در منطقه‌ی وودستاکِ ورمانت زندگی می‌کرد. شش ماه بعد از اینکه یکی از اعضای خانواده به خاطر سل درگذشت، یکی از برادرها مریض شد. اعضای خانواده جسد متوفی را از خاک در آورده و قلبش را سوزاندند. متاسفانه به جز متنی که ۶۰ سال بعد در روزنامه‌ای چاپ شده، هیچ مدرکی برای این اتفاق وجود ندارد.

در بین داستان‌هایی که بارها گفته شده‌اند، یکی از آن‌ها در مورد خانواده‌ی مری ای. براون از اهالی شهر اکستر، رود آیلند است. مری در دسامبر سال ۱۸۸۳ بر اثر سل درگذشت. شش ماه بعد، بزرگترین دخترش هم مرد. در ۱۸۸۸، پسرش ادوین، و خواهرش مرسی هم مریض شدند. مرسی در ژانویه‌ی ۱۸۹۲ درگذشت. اما ادوین با اینکه مریض بود، زنده ماند. دو ماه بعد، خانواده که تصمیم گرفته بود پای خون آشامی در کار است، اجساد همه‌ی اقوام مرده‌شان را بیرون آوردند. از مادر و خواهر بزرگتر فقط استخوان‌ها باقی مانده بودند، اما به نظر می‌رسید جسد مرسی کاملاً سالم و پر از خون می‌باشد، و جسد در تابوت، به کنار برگردانده شده بود. آن‌ها که به این نتیجه رسیده بودند که مرسی خون آشام است، قلب او را در آوردند و قبل از این‌که دوباره خاکش کنند، آن را سوزاندند. خاکستر آن در دارو حل شده و به ادوین داده شد. با این وجود افاقه‌ای نکرد و مدتی بعد ادوین درگذشت. جسد مرسی تا به امروز در قبرستان پشت کلیسای Chestnut Hill Baptist خاک شده است، و بعضی از اهالی محلی هنوز هم او را به عنوان خون آشام شهر می‌شناسند.

جورج آر. استیتسون، اولین محققی که این داستان‌ها را بررسی کرد، می‌نویسد: «در انگلیس جدید (آمریکا) خرافه‌ی خون آشام ها با نام واقعی‌اش شناخته نمی‌شود. در آن‌جا عقیده بر آن است که بیماری سل نه یک بیماری فیزیکی، که یک بیماری، عقده، و دیدار روحی است. و تا وقتی که بدن فرد فقید خانواده در قلب خود خون داشته باشد، طبیعی است که چیزی مرموز برای خدمت به مرگ، خون وابستگان زنده را بیرون کشیده و به قلب مردگان وارد می‌کند، و در نتیجه به سرعت زندگان را مریض می‌کند.» جان ال. ولوتینی، سردبیر مجله‌ی خون‌آشام‌شناسی بیشترین بررسی‌ها را روی این گزارش‌ها انجام داده است. مثل استیتسون، او هم متوجه شد که در گزارش‌های اولیه، از واژه‌ی “خون‌آشام” برای توصیف کارهایی که روی اجساد انجام می‌شده استفاده نمی‌شود. موضوع خون‌آشام‌ها ظاهراً بعداً توسط دیگر نویسندگان، و مخصوصاً مجله‌نویس‌ها و تاریخ‌دانان به گزارش‌ها اضافه شده بود. بنابراین در زمان وقوع حادثه‌ی مرسی براون در سال ۱۸۹۲، از واژه‌ی خون‌آشام برای وقوع چنین اتفاقاتی استفاده می‌شود.

ادامه دارد…

پیوند به بخش اول مقاله

پیوند به بخش سوم مقاله

خون آشامان آمریکا - بخش سوم و نهایی
خون آشامان آمریکا - بخش اول

درباره Mohamad

1 دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme