آخرین پست

اگنس و مرد قاتل – پست 84

کارپنتر گفت: «حدود پنج دقیقه با پل فاصله داریم. میتونم برج‌هاش رو ببینم.»

شین ساعتش رو بررسی کرد. ده دقیقه تا زمان تبادل پول و اطلاعات مونده بود. سرش رو از قسمت باز ون توی اتاقک راننده برد و دو برج معلق رو توی افق دید. سمت چپ و راست تا جایی که چشم کار می‌کرد مرداب بود.

شین پرسید: «نظری نداری؟»

«فکر میکنم اینجا حمله‌ی مستقیم به درد بخوره، که تخصص خودته. فکر نکنم هیچ جوره بشه مخفیانه بهشون نزدیک بشیم.»

«قبل از اینکه به شیب پل برسی بزن کنار. میخوام ببینم میتونم توی ارتفاع با تفنگ بلندم هدف بگیرمشون یا نه.»

کارپنتر گفت: «باشه. ولی از اینجا تا وسط پل نشونه گیری کردن سخته.»

وقتی از گوشه‌ی خیابون رد شدن و خیابون کمی به سمت اولین برج پل شیب گرفت شین متوجه منظورش شد. قبل از اینکه اونقدر نزدیک بشن که دیگه وسط پل رو نبینن، شین گفت: «همینجا بزن بغل.»

کارپنتر تا زمانی که از یه ستون بتنی رد نشده بودن صبر کرد، بعد کنار خیابون پارک کرد.

شین ته تک تیر انداز M21ش رو روی صندلی شاگرد راننده گذاشت و گفت: «سقف رو باز کن.»

کارپنتر همین کار رو کرد، و شین بین صندلی‌ها وایساد و همزمان دوربینش رو روی سقف ون گذاشت.

کارپنتر گفت: «خیلی توی چشم نمیایم.»

شین گفت: «اگه راه دیگه‌ای به ذهنت میرسه بگو.»

«مشاور دون رو قبل از تبادل دستگیر میکنیم. شاید بعدش کیسی دین باهامون معامله کنه یا اینکه قرارداد رو کنسل کنه.»

«ویلسون میخواد کیسی دین کشته بشه.»

«خودش این رو بهت گفت؟»

«من رو برای حرف زدن با مردم نمیفرسته.»  شین به جلو خم شد و از داخل دوربین نگاه کرد و بعد کمی تنظیمش کرد.

«داره امتحانت میکنه.»

آره، و اگه کیسی دین رو نکشم توی امتحان شکست می‌خورم.

شین یه ماشین لینکلن تاون رو دید که وسط پل، توی خط پارک وایساد. این احمق‌ها بیش از حد قابل پیشبینی بودن. شین به ساعتش نگاه کرد. سه دقیقه مونده به ساعت دو. کیسی دین حرفه‌ای بود، که یعنی دقیقا سر موقع میرسه. شین توی ماشین بین کارپنتر و تفنگش توی صندلی راننده نشست و دوربین رو هم با خودش آورد.

«مشاوره رسید.» دوربین رو بالا آورد و از شیشه‌ی جلوی ماشین به بیرون خیره شد. به اندازه‌ی روی سقف دید خوبی نداشت اما میتونست ماشین سیاه رو به خوبی ببینه.

کارپنتر گفت: «دو دقیقه. و از پشت سرمون هم نور چشمک زن داره نزدیک میشه.»

«پلیس هستن؟» شین حالا میتونست صدای آژیر رو بشنوه.

«اینطور به نظر میرسه. آمبولانس هم همراهشون دارن.» کارپنتر دستش رو جلو برد و رادیوی مخصوصش رو روشن کرد، بعد اون رو روی فرکانس اضطراری محلی تنظیم کردو صدای رادیو رو هم کم کرد تا شین بتونه روی پل تمرکز کنه.

کارپنتر که روی رادیو چمبره زده بود گفت: «گزارش شده که روی پل یه نفر تصادف کرده.»

«چرته. اون بالا هیچ تصادفی نیست. دین زنگ زده به پلیس تا یه حواس پرتی ایجاد کنه.» شین جابجا شد و همزمان سعی کرد بفهمه کیسی دین کجا مخفی شده.

کارپنتر گفت: «یک دقیقه.»

در ماشین باز شد و یه مرد لاغر و قدبلند با موهای خاکستری در حالی که کیفی فلزی و براق رو توی دستش گرفته بود بیرون اومد. داشت به اطراف نگاه میکرد، انگار که مطمئن نباشه دین از کدوم سمت میاد.

در حالی که شین دست آزادش رو دراز می‌کرد تا تفنگ رو برداره صدای آژیرها بلندتر شد.

کارپنتر گفت: «نمیخوای که وقتی پلیس‌ها اینجا هستن شلیک کنی؟»

شین میتونست عبور آژیرها رو بشنوه و بعد نور چشمک زن رو توی شیشه‌ی ماشین دید. اما تمرکزش روی پل بود. مشاور یه دفعه دست کرد توی جیب کتش و تلفنش رو بیرون آورد و جواب داد.

شین گفت: «دین باهاش تماس گرفته.»

کارپنتر گزارش کرد: «یه ماشین پلیس و یه آمبولانس دارن به شیب پل میرسن. و یه ماشین پلیس دیگه هم داره به سمت ما میاد.»

واقعا شرایط خوب نبود. نمیتونست سقف رو کنار بزنه و کنار ماشین پلیس با یه گلوله کار کیسی دین رو بسازه. چشماش رو باریک کرد و مشاور رو دید که به سمت کناره‌ی پل رفت و به پایین نگاه کرد.

«اوه، لعنتی. دین زیر پل هست.» شین توی صندلی شاگرد نشست و تفنگ رو روی پاش گذاشت. «راه بیفت!»

کارپنتر دنده‌ی ون رو جا زد و همزمان با عبور ماشین کلانتری از کنارشون، ون رو توی خیابون انداخت. «از کدوم سمت؟»

«مستقیم برو و بعد ــ » شین سعی کرد سریع فکر کنه. با این همه پلیسی که اطرافشون بود نمیتونستن برن روی پل. هنوز دوربین رو روی چشمش داشت و مشاور رو دید که کیف رو از لبه‌ی پل پایین انداخت و بعد سوار ماشینش شد. قبل از اینکه به شیب پل برسن یه خروجی دیگه هم بود.

شین دستور داد: «بپیچ این سمت.»

اگنس و مرد قاتل - پست 85
اگنس و مرد قاتل - پست 83

درباره Mohamad

3 دیدگاه

  1. سپاس
    و
    خسته نباشید.

  2. سلام و خسته نباشید خیلی عالی بود برای شما ارزوی موفقیت دارم

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme