آخرین پست

پروژه ی جدید: ازدواج ممنوع

خوب دوستان با یک کتاب جدید به نام ازدواج ممنوع از یکی از نویسندهای شدیداً معروف در خدمتون هستیم. این کتاب توسط مترجم وبسایت، مهشید، ترجمه خواهد شد. 🙂

 

ازدواج ممنوع

 

نام کتاب: ازدواج ممنوع!

نویسنده: استفانی باند

نام مترجم: مهشید

ژانر: رومانتیک، کمدی

خلاصه:

در این رمان خنده دار-عاشقانه، آنابل کوکلی و کلی کاستل بری تصمیم می گیرند که ازدواج پدر و مادرشان را به هم بزنند… چیزی که نمی توانند پیش بینی کنند این است که عاشق همدیگر شوند!

 

قسمتی از متن پست اول:

آنابل کوکلی[۱] ساندویچ نیم خورده اش را برداشت تا برای توده پوشه های دستیارش میشل[۲] جا بماند، سپس تلفن را روی آن یکی گوشش گذاشت:«مامان، خیلی دوست دارم صحبت کنم، ولی الان واقعا سرم شلوغه.» مایک به ساعتش اشاره کرد و با حرکات لبش گفت که آنابل بیست دقیقه وقت برای قرار دادگاهش دارد.آنابل یک انگشتش را بالا برد.«میشه امشب دوباره بهت زنگ بزنم؟»

از تلفن صدای کلیکی آمد.«امشب کلاس رقص دارم عزیزم. نمیخوام نگهت دارم، فقط زنگ زدم تا بهت بگم که دارم ازدواج می کنم.»

آنابل تکان دادن سرش به طرف دستیارش را متوقف کرد و تلفن را به گوشش چسباند: «تو چی؟»

«دارم ازدواج می کنم.»

احساس کرد که سرش دارد منفجر می شود.«یه لحظه صبر کن مامان.» آنابل دهنی تلفن را پوشاند و به مایک گفت که کدام پوشه ها را برای دادگاه نیاز دارد، بعد او را از اداره بیرون فرستاد. به محض اینکه در بسته شد، او دستش را از روی گوشی برداشت و خندید: «با اینهمه آشفتگی که اینجاست، من احتمالا حرفت رو درست نشنیده باشم. خیال کردم که تو گفتی-» او دوباره شدیدتر خندید:«که گفتی داری ازدواج می کنی.» او سرش را به شدت مزخرف بودن این تکان داد که مادر عزیز بیوه اش بخواهد کاری تا این حد احمقانه انجام دهد.

«درسته،  عزیزم، دارم ازدواج می کنم.»

ازدواج ممنوع - پست ۱ - فصل ۱
پروژه‌ی جدید: یا تو یا هیچکس!

درباره mahshid

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme